<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
		>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها برای آب، خاک، آتش، باد</title>
	<atom:link href="http://igneus.wordpress.com/comments/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://igneus.wordpress.com</link>
	<description>وبلاگ زهرا مهدوی، نوشته های گهگدار</description>
	<lastBuildDate>Sun, 18 Oct 2009 10:49:48 +0000</lastBuildDate>
	<generator>http://wordpress.com/</generator>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
		<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای &#8230; با یانار</title>
		<link>http://igneus.wordpress.com/2009/01/07/104/#comment-31</link>
		<dc:creator>یانار</dc:creator>
		<pubDate>Sun, 18 Oct 2009 10:49:48 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://igneus.wordpress.com/?p=104#comment-31</guid>
		<description>سلام ززر!
به نظرم برای چشم و هم چشمی با نسرین هم که شده شروع کن دوباره وبلاگ بنویس!!!:*</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام ززر!<br />
به نظرم برای چشم و هم چشمی با نسرین هم که شده شروع کن دوباره وبلاگ بنویس!!!:*</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای &#8230; با yanooshka</title>
		<link>http://igneus.wordpress.com/2009/01/07/104/#comment-29</link>
		<dc:creator>yanooshka</dc:creator>
		<pubDate>Sat, 10 Jan 2009 20:14:15 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://igneus.wordpress.com/?p=104#comment-29</guid>
		<description>bah bah! mibinam ke dobare az harfaye man bol gerefti:))
man key in harfa ro zadam!
loooooS!</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>bah bah! mibinam ke dobare az harfaye man bol gerefti:))<br />
man key in harfa ro zadam!<br />
loooooS!</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای خواب با یانوشکا</title>
		<link>http://igneus.wordpress.com/2008/08/26/%d8%ae%d9%88%d8%a7%d8%a8/#comment-27</link>
		<dc:creator>یانوشکا</dc:creator>
		<pubDate>Wed, 27 Aug 2008 10:10:11 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://igneus.wordpress.com/?p=79#comment-27</guid>
		<description>چند بار بگم؛ راهش اینه که آدم به جای اینکه بشینه خونه عروسی بگیره، تابستونا بره مسافرت و ددر!</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>چند بار بگم؛ راهش اینه که آدم به جای اینکه بشینه خونه عروسی بگیره، تابستونا بره مسافرت و ددر!</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای لگدکوب ِ خیال * با دختر محترم شما</title>
		<link>http://igneus.wordpress.com/2008/07/27/%d9%84%da%af%d8%af-%da%a9%d9%88%d8%a8-%d9%90-%d8%ae%db%8c%d8%a7%d9%84/#comment-26</link>
		<dc:creator>دختر محترم شما</dc:creator>
		<pubDate>Mon, 28 Jul 2008 14:42:08 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://igneus.wordpress.com/?p=72#comment-26</guid>
		<description>باورت می شه، اتفاقا چند شب پیش خواب آقاجانو دیدم که قند می خواست با چایی اش بخوره! می گفت &quot;از وقتی مُردم دیگه کسی به حرفام گوش نمیده هی می گم قند بدین بهم، قندونو ور میدارن و میرن!&quot; هاها! بعدشم که بهش قند رسوندم بهم گفت که اون عمو مش حسین از تخم ما نیست :)))</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>باورت می شه، اتفاقا چند شب پیش خواب آقاجانو دیدم که قند می خواست با چایی اش بخوره! می گفت &#8220;از وقتی مُردم دیگه کسی به حرفام گوش نمیده هی می گم قند بدین بهم، قندونو ور میدارن و میرن!&#8221; هاها! بعدشم که بهش قند رسوندم بهم گفت که اون عمو مش حسین از تخم ما نیست <img src='http://s.wordpress.com/wp-includes/images/smilies/icon_smile.gif' alt=':)' class='wp-smiley' /> ))</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای داستان با یک نفر</title>
		<link>http://igneus.wordpress.com/2007/11/26/%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86/#comment-25</link>
		<dc:creator>یک نفر</dc:creator>
		<pubDate>Wed, 26 Dec 2007 18:34:51 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://igneus.wordpress.com/2007/11/26/%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86/#comment-25</guid>
		<description>سلام. سلام. سلام
این یعنی خیلی دلم برایتان تنگ شده. 
چیزی که خواندم ، مثل یک لیوان چای داغ ، درونم را گرم کرد. نمی دانم شما هم به اندازه من چای دوست دارید یا نه. 
خلاصه که خواندم و یادم افتاد که شما چه صدای عجیبی داشتید. کسی قبلا بهتان گفته ؟
امیدوارم باز هم شما را ببینم و با هم حرف بزنیم. می دانید که کسی مثل من دوست دارد درباره چه حرف بزند. &quot; رمانی که در حال نوشتن آن است &quot;. خوب پیش نمی رود. در رقابت بین شوهرداری و نویسندگی فعلا یک هیچ به نفع شوهر است. 
به امید دیدار دوست عزیزم.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام. سلام. سلام<br />
این یعنی خیلی دلم برایتان تنگ شده.<br />
چیزی که خواندم ، مثل یک لیوان چای داغ ، درونم را گرم کرد. نمی دانم شما هم به اندازه من چای دوست دارید یا نه.<br />
خلاصه که خواندم و یادم افتاد که شما چه صدای عجیبی داشتید. کسی قبلا بهتان گفته ؟<br />
امیدوارم باز هم شما را ببینم و با هم حرف بزنیم. می دانید که کسی مثل من دوست دارد درباره چه حرف بزند. &#8221; رمانی که در حال نوشتن آن است &#8220;. خوب پیش نمی رود. در رقابت بین شوهرداری و نویسندگی فعلا یک هیچ به نفع شوهر است.<br />
به امید دیدار دوست عزیزم.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای خوابیدن با کتاب با اکبر سردوزامی</title>
		<link>http://igneus.wordpress.com/2007/07/10/%d8%ae%d9%88%d8%a7%d8%a8%db%8c%d8%af%d9%86-%d8%a8%d8%a7-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-4/#comment-23</link>
		<dc:creator>اکبر سردوزامی</dc:creator>
		<pubDate>Mon, 24 Sep 2007 20:34:15 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://igneus.wordpress.com/2007/07/10/%d8%ae%d9%88%d8%a7%d8%a8%db%8c%d8%af%d9%86-%d8%a8%d8%a7-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-4/#comment-23</guid>
		<description>دوست عزیز
آن جمله به کسانی بود که داستان را برمی دارند و این جا آن جا منتشر می کنند، نه به کسی که آن را پرینت می کند که بخواند یا حتی بدهد به دوستانش تا بخوانند.
خوب و خوش و سلامت باشی</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>دوست عزیز<br />
آن جمله به کسانی بود که داستان را برمی دارند و این جا آن جا منتشر می کنند، نه به کسی که آن را پرینت می کند که بخواند یا حتی بدهد به دوستانش تا بخوانند.<br />
خوب و خوش و سلامت باشی</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای خوابیدن با کتاب با ساناز</title>
		<link>http://igneus.wordpress.com/2007/08/17/%d8%ae%d9%88%d8%a7%d8%a8%db%8c%d8%af%d9%86-%d8%a8%d8%a7-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-5/#comment-22</link>
		<dc:creator>ساناز</dc:creator>
		<pubDate>Sun, 02 Sep 2007 14:35:15 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://igneus.wordpress.com/2007/08/17/%d8%ae%d9%88%d8%a7%d8%a8%db%8c%d8%af%d9%86-%d8%a8%d8%a7-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-5/#comment-22</guid>
		<description>وقتی من از سر عادت 
می خوانم دوستانم را 
هنگامه ی نیاز 
با نام های تسلی بخششان،
پاسخ من در این خوانش بیگاه ، تنها سکوت است و سکوت 
سکوتی بی امید. 
این روزها...

تقدیم به شما که اجازه دادید دوستتان باشم

شعر از &quot; آنا آخماتوا&quot;</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>وقتی من از سر عادت<br />
می خوانم دوستانم را<br />
هنگامه ی نیاز<br />
با نام های تسلی بخششان،<br />
پاسخ من در این خوانش بیگاه ، تنها سکوت است و سکوت<br />
سکوتی بی امید.<br />
این روزها&#8230;</p>
<p>تقدیم به شما که اجازه دادید دوستتان باشم</p>
<p>شعر از &#8221; آنا آخماتوا&#8221;</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای خوابیدن با کتاب با لیلی</title>
		<link>http://igneus.wordpress.com/2007/05/12/%d8%ae%d9%88%d8%a7%d8%a8%db%8c%d8%af%d9%86-%d8%a8%d8%a7-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-3/#comment-18</link>
		<dc:creator>لیلی</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 22 May 2007 09:43:45 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://igneus.wordpress.com/2007/05/12/%d8%ae%d9%88%d8%a7%d8%a8%db%8c%d8%af%d9%86-%d8%a8%d8%a7-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-3/#comment-18</guid>
		<description>و این فونت نوشته هات، خیلی ریزند. دارند می میرند. زنده شان کن!</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>و این فونت نوشته هات، خیلی ریزند. دارند می میرند. زنده شان کن!</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای خوابیدن با کتاب با لیلی</title>
		<link>http://igneus.wordpress.com/2007/05/12/%d8%ae%d9%88%d8%a7%d8%a8%db%8c%d8%af%d9%86-%d8%a8%d8%a7-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-3/#comment-17</link>
		<dc:creator>لیلی</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 22 May 2007 09:42:57 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://igneus.wordpress.com/2007/05/12/%d8%ae%d9%88%d8%a7%d8%a8%db%8c%d8%af%d9%86-%d8%a8%d8%a7-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-3/#comment-17</guid>
		<description>آدم خوابش که بگیرد، با کتاب که بخوابد، شب ها توی خواب برای گلشیری داستان که بخواند، توی خواب گلشیری به داستانش ایراد بگیرد و بگوید :&quot;مزخرف است!&quot; بیدار که بشود ببیند همه چیز خواب بود و اما هنوز آن مزخرف سر جایش است، زندگی بدجوری خوب می شود! یعنی که باید آدم برود و مزخرفش را از نو بنویسد تا ببیند امشب گلشیری که هیچ وقت نمی میرد توی خواب چه می گوید! شاد باشی</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>آدم خوابش که بگیرد، با کتاب که بخوابد، شب ها توی خواب برای گلشیری داستان که بخواند، توی خواب گلشیری به داستانش ایراد بگیرد و بگوید :&#8221;مزخرف است!&#8221; بیدار که بشود ببیند همه چیز خواب بود و اما هنوز آن مزخرف سر جایش است، زندگی بدجوری خوب می شود! یعنی که باید آدم برود و مزخرفش را از نو بنویسد تا ببیند امشب گلشیری که هیچ وقت نمی میرد توی خواب چه می گوید! شاد باشی</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای خوابیدن با کتاب با پونه بريراني</title>
		<link>http://igneus.wordpress.com/2007/05/12/%d8%ae%d9%88%d8%a7%d8%a8%db%8c%d8%af%d9%86-%d8%a8%d8%a7-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-3/#comment-15</link>
		<dc:creator>پونه بريراني</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 17 May 2007 03:39:58 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://igneus.wordpress.com/2007/05/12/%d8%ae%d9%88%d8%a7%d8%a8%db%8c%d8%af%d9%86-%d8%a8%d8%a7-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-3/#comment-15</guid>
		<description>مريم عزيز...مريم عزيز...به خدا من فهميدم چه مي‌گويي...</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>مريم عزيز&#8230;مريم عزيز&#8230;به خدا من فهميدم چه مي‌گويي&#8230;</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>
